تبليغاتX
پنجره ای به واقعیت و رویا
پیشنهاد بهترین فیلمها

Jules et jim

ژول و ژيم

 

Dir: francois truffaut

Writers: henri oierre roche

Date: 23 jun1962 ( france)

Genre: drame-romance

Cast:Jeanne moreau …….catherine

Oscar Werner……….....jules

Henri serre……………jim

در يك گفتگوي تلوزيوني تروفو درباره فيلمش به خبرنگار ميگويد :

بايد صادقانه بگويم كه من كتاب را بيشتر دوست دارم وبه فيلم ترجيهش ميدهم ودر ادامه داستان يافتن كتاب دسته دوم هنري پير روشه (1953) را در يك كتابفوشي اشاره ميكند و مي گويد كاري را كه او در كتابش كرده من از انجامش در فيلم عاجزم .

با اين حال اكثر كساني كه فيلم را ديده اند بر اين باورند كه اين يك اثر ماندگار در دوران سينماي موج نو است اثري عاشقانه با عمق زياد  و وسواس هميشگي يك كارگردان بزرگ و تكرار نشدني كسي كه سهم زيادي در تحول سينماي جهان دارد،ژول وژيم به عنوان سومين اثر سينمايي فانس تروفو نه تنها از نظر من بلكه از نظر اكثر كارشناسان بزرگ تاريخ سينما  يك شاهكار ماندني درباره زندگي و عشق است . عاشقانه اي مملو از ظرايف و لطايف. اين ظرافت ولطافت را ميتوان در همان سكانس آغازين فيلم در كافه اي كه در آن ژول وژيم نشسته اند و درباره چهره زن مورد علاقه شان صحبت ميكنند ديد . ژول از جيب خود گچي را بيرون مياورد و مشغول طراحي چهره مورد نظرش ميشود كه اين هم از ظرايف ونكات قابل توجه كار تروفو و سينماي موج نو او است .تروفو و گدار به عنوان دو اسطوره و نماد اين سينما و به عنوان كساني كه شروع به ساختار شكني در سينماي خاك گرفته تكراري و ملالت بار فرانسه و جهان كردند . و كارهايي را كه ساختند كارهايي بزرگ و قابل تامل بودند . موج نويي هايي كه آمدند تا نا ممكن ها را ممكن كنند .

ژيم ميخواهد ميزي را كه بر روي آن طرح زده شده است را از صاحب كافه خريداري كند ولي صاحب كافه مخالفت ميكند و ميگويد يا بايد تمام ميزها را بخرد و يا هيچ كدام را تكي نمي فروشد . اينجا اينگونه به نظر ميرسد كه بازي بچه ها با ورود بزرگترها به پايان ميرسد .

فيلم در پاريس 1913 روايت ميشود ، ژول آلماني تبار و ژيم فرانسوي است آنها دوستان صميمي هستند كه از لحاظ هنري و فكري وجوه اشتراك زيادي دارند آنها موقع كنده كاري چهره زني را ميبينند و عاشقش ميشوند و تصميم ميگيرند او را بيابند و بعد به طور تصادفي با كاترين آشنا ميشوند كه بي شباهت به تصوير مورد نظرشان نيست و قتي ژيم متوجه علاقه كاترين به ژول ميشود خود را كنار كشيده و آنها با هم ازدواج ميكنند . بعد از ازدواج آنها جنگ جهاني شروع ميشود و در زمان جنگ آنها مجبور مي شوند كه در دو جبهه متفاوت وروبروي هم قرار گيرند و..........

در فيلم سكانس هاي جذاب و به ياد ماندني زيادي وجود دارد ولي دو سكانس از همه خاطره انگيز تر است و پس از تماشاي فيلم در ذهن بيننده جايي براي خود باز ميكند :

 سكانس اولي كه ذهن بيننده را تسخير ميكند ، سكانسي است كه در آن كاترين لباس مردانه پوشيده و با شمايل مردانه در روي پلي در حال دويدن است و به دنبال او ژول وژيم در حال دويدن هستند ودر روي تصوير نيمرخ كاترين كه در حال دويدن است صداي نفسهاي آنها به گوش ميرسد و در پشت سر آنها ريل راه آهني به چشم ميخورد كه تا افق ادامه دارد ، كاترين دست نيافتني است .

سكانس دوم به ياد ماندني فيلم سكانسي است كه در آن ژول وژيم مشغول صحبت كردن هستند و كاترين در تلاش است كه نظر آنها را به خود جلب كند در اين  سكانس نماهايي كه از چهره كاترين به صورت مجسمه وار گرفته شده است ديدني است .

تروفو در جايي درباره ژول وژيم گفته است فيلم را كه ميبينم يا حس فيلمسازي را به من منتقل ميكند و يا هيجان و اضطرابش را ، فيلمهايي كه نبضشان نميتپد برايم جذاب نيتند.

 بي شك ژول وژيم در كنار 400 ضربه  بهترين آثار تروفو هستند و دقيقا" چيزي است كه آنها از موج نو انتظارش را دارند . اين قصه پريان پر شور وگاه بد بين به خاطر شاعرانگي تصويري و موسيقيايي اش و ابتكارات تكنيكي اش و نگرش بشر دوستانه اش و نگاه دلچسبش به زنگي هيجان آور و مسحور كننده است ، قلبتان را در دست ميگيرد و رها نميكند . تاثير تروفو بر سينماي جهان در بين سالهاي 1960 تا 1970 و حتي پس از آن نيز بر كسي پوشيده نيست و ميتوان رد پاي او را در فيلمهاي نئوكلاسيكي مانند باني و كلايد و فارق التحصيل حس كرد .

ژان مورو بهترين نقش عمر سينمايي اش را در همين فيلم تجربه كرد نقش زني مرموز و معما گونه در ژول وژيم ، رابرت ايپرت در باره او ميگويد در پس آن چشمهاي پر رمز وراز زني با كله نهفته است و اورسون ولز او را بهترين بازيگر زن تاريخ سينما ميداند . حتي در باره او گفته اند شيطان ميتواند زن باشد.

اسكار ورنر در نقش ژول غمگين ، او در اصل بازيگر تئاتر بود وي در فيلمهاي معروف ديگري نيز بازي كرده است مانند : جاسوسي كه از سردسير آمد(1965) فارنهايت451(1967) او در سال 1984 و دو روز پس از مرگ تروفو در گذشت.

جملات معروف تروفو:

مي خواستم فيلم شبيه يك آلبوم عكس بنظر برسد .

ميدانيد يك روانكاو فرانسوي درباره فيلم چه گفته است، ژول وژيم قصه دو بچه است كه عاشق مادرشان هستند

پالين كيل (نيويوركر) درباره فيلم گفته است : شوخ و درخشان پر از اشارات مبهم و دو پهلو ،اين بهترين فيلمي است كه درباره چيزي كه ما اسمش را دوره (اسكات فيتز جرالد) گذاشته ايم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 2:15 PM  توسط وحید  | 

Das leben der anderen 

The lives of others

زندگي ديگران

محصول:2006 آلمان

ژانر:درام / تريلر

مدت:دقيقه 138

نويسنده و كارگردان: فلورين هنكل فون دنرمارك

اين فيلم اثري جسورانه درباره آلمان شرقي پس از جنگ جهاني دوم است كه در فضايي پر  اختناق و رعب انگيز آن سالهاي پس از جنگ است . در سالهايي كه چيزي به نام زندگي خصوصي معني نداشت زندگي ديگران ملك دولت وحكومت بود.فيلم در فضاي خاصي روايت ميشود و به خوبي توتاليتر حكومت آن زمان آلمان شرقي را در ذهن بيننده منعكس ميكند. در اين فيلم موسيقي نقشي كليدي ايفا ميكند تا دلشوره حاكم بر زندگي روشنفكران و هنرمندان را به خوبي درك كنيم .

يكي از تاثير گذارترين عوامل فيلم بازي درخشان و فوق العاده آقاي اولريخ موهه به نقش سروان وايسلر است

خود آقاي موهه در دوران جنگ سرد و در زماني كه در تئاتر كار ميكرد توسط چند نفر از همكارانش زير نظر بود و پس از فرو پاشي متوجه شد همسر دومش گزارشهايي را بر عليه او به پليس مخفي داده است و در اسناد منتشر شده پس از فروپاشي تمامي آنها را يافت .اين فيلم بر اساس تجربه شخصي خودش است.

فضاي خفقان آور و وهم آلود آن دوران در اين فيلم با سايه روشن ها ودر قاب بندي هاي تصاوير به صورتي بسيار هنرمندانه به نمايش در آمده است .

آغاز فيلم:

در سالن نمايش آغاز ميشودتمامي حاضرين به صحنه چشم دوخته اند اما مردي كه در طبقه فوقاني سالن ودر لژي مخصوص نشسته است با دوربيني در دست مشغول ديدن كارگردان نمايش است كه در پايين ودر گوشه اي نشسته است آن مرد كسي نيست بجز مامور اداره امنيت ملي او زندگي كارگردان را بدون اطلاعش تحت نظر گرفته استكل فيلم نشان دهنده نظارت سختگيرانه دستگاه امنيتي  و اطلاعاتي آلمان شرقي در زمينه هنر وفرهنگ اين كشور است.

روال فيلم:

 داستان فيلم در سال 1984 روايت ميشود و مامور اطلاعاتي (سروان گرد وايسلر) مامور نظارت و جاسوسي در زندگي خصوصي نويسنده  و نمايش نامه نويسي معروف  و مشهور (گئورگ درايمن) ميشود . او كه در جامعه هنري كشور فردي شناخته شده و معروف است و چيزي هم بر عليه او وجود ندارد كه  نشان دهنده خيانت او به كشور باشد ولي دولت در حال جستجو و كنجكاوي است تا به هر قيمتي مدركي بر عليه او بيابد براي همين سرگرد وايسلر مامور تجسس ميشود و در تمامي منزل او ميكرفن هاي مخفي جاسازي ميكند ودستگاه هاي شنود را در طبقه بالاي خانه گئورگ ميگذارد و به همراه يكي از همكارانش مشغول ضبط مكالمات انها ميشود .....

سروان وايسلر ماموري منظبط و قانون مند است ودر عين حال سرد وسختگير او در حين اين شنودها پي به هدف اصلي اين كار ميبرد.

دوست دختر گئورگ كه هنرپيشه اي معروف و زيبا است مورد توجه يكي از سران حذب كمنيست قرار گرفته است و او به دنبال مدركي بر عليه گئورگ است تا او را از سر راه بردارد ...........

اين فيلم به خاطر نگاه منتقدانه و نزديك به واقعيت ان روزهاي المان شرقي مورد تشويق و تعريفهاي زيادي قرار گرفته است .

فيلمي پر كشش وجذاب كه تمام سختي و مشكلات موجود بر سر راه هنرمندان و روشنفكران و حتي انساني عادي بودن در دوران حكومت كمونيستي آنروزها را بخوبي نشان ميدهد.

يك فيلسوف معروف آلماني به نام هانا كرنت در كتاب توتاليتريسم به زيبايي به تعريف از توتاليته پرداخته است وي در اين كتاب با بيان اينكه شر موجود صرفا" عملي شيطاني نيست و يا حتي حماقت هم نيست او در اين كتاب با پيوند خير وشر و اتباط آن با نوع نگاه به قضيه  است واين انسان نا انديشاست كه دست به عملي شيطاني ميزند .

ارتباط اين موضوع را باديدن فيلم متوجه ميشويد.

جوائز: اين فيلم تا كنون برنده 59 جايزه از جشواره هاي مختلف شده است و 21 بار هم كانديد بوده است

مهمترين جائز:

Academy awards usa

Won…………..oscar………………best foreigen language of the yer

Academy awards Bavaria

Won……..bavaria film award……..best actor

best dir................................................

best screen play................................................

Golden globe

Nominated…..golden globe……….. best foreigen language of the yer

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 8:4 PM  توسط وحید  | 

Songs from the second floor

آواهایی که ازطبقه بالا می آیند

محصول سال 2000 کشور سوئد

 درباره فیلم:

            یک فیلم شعر گونه که به شاعر آن cesar Vallejo الهام شده است. داستانی درباره عشق وآسیب پذیری ما . داستان دارای شخصیتهای زیادی است که از جمله آنها میتوان به پدر و همسرش و پسرشان ودوست دخترش اشاره کرد . این فیلم درباره یک دروغ بزرگ است دل کندن و میل وافر همیشگی برای یاری وهمدلی.

در سکانسی از فیلم که در تیمارستان میگذرد دونفر از کسانی که آنجا به عنوان بیمار روانی بستری هستند با هم درباره مسیح صحبت میکنند و یکی از آنها به دیگری میگوید : مسیح پسر خدا نبود، او فقط مرد خوبی بود و برای همین او را کشتند . شنیدن این جمله از مردی مجنون کمی گیج کننده است و تاکید پدر بر این موضوع که پسرش به خاطرشعرگفتن به بیماری روانی مبتلا شدهاست .همه وهمه بر این موضوع تاکید دارد که با فیلمی متفاوت از سینمای شرق اروپا همراه هستید.

در سکانس دیگری از فیلم با مرد تاجری روبرو میشویم که میخواهد با ساخت وفروش صلیبهایی که تمثال مسیح روی آن نقش بسته است پولدار شود ولی در جای دیگری در فیلم با بدور انداختن صلیبهایش نشان میدهد که مردم دیگر نیازی به مسیح نمیبینند و حتی بزرگترین صلیبش راهم به دور می اندازد که شاید نمادی باشد بر بی اعتقادی بالاترین رده های مسیحیت و کلیسا و به دوسش میگوید من شرمنده ام ؛ من باید به روزتر فکر میکردم و اشتباه کردم که میتوانم با این افکار قدیمی پولدار شوم .

نکته جالبی که در فیلم وجود دارد نوع فیلمبرداری آن است در تمامی سکانس ها دوربین ثابت است و از یک زاویه خاص به آنجا نگاه میکند.نکته دیگر میزانس دقیق و وسواس گونه فیلم است .

البته این گوشهای از روایت شعر گونه فیلم است.و شاید شما به وجوه بیشتر و تازه تری از فیلم پی ببرید.

نویسنده وکارگردان: ROY  ANDERSSON

تهیه کننده: DENMARK RADIO(DR)

ژانر: DERAM

بازیگران:    LARS NORDH………………..KALLE

            STEFAN  LARSSON……………..…STEFFAN

مدت:98min

زبان:Swedish

جوایز:                                  best foreign language film……….from……….british independent film2001

Best film …........from…...…..cannes film festival2000 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 2:18 PM  توسط وحید  | 

 

«« راشامون»»

محصول : ژاپن  1950 ميلادي

كارگردان : آكيرا كروساوا

نويسنده : آكيرا كروساوا

داستان : رينوسوكه آكوتاگاوا

ژانر : درام ،

بازيگران : توشيرو ميفونه (تاژومارو)،ماچيكو كيو (ماساكو كانازاوا)،ماسايوكي موري(تكهيرو كانازاوا)

داستان اصلي فيلم به نام "in a grave " توسط رينوسوكه آكوتاگاوا نوشته شده بود ، كه كروساوا آنرا به راشامون تغيير داد.

داستان راشامون داستاني فلسفي و پيچيده  و در عين حال جذاب و دلپذير است ، شروع فيلم در كنار دروازه هاي شهر ويراني است كه بر روي سر در آن شهر نام راشامون به چشم ميخورد و دوربين  با حركتي زيبا آنرا به بيننده نشان ميدهد و در كنار اين تصاوير مسحور كننده صداي شيون كودكي به گوش ميرسد و.....

فيلم مملو از مفاهيم عميق است كه شايد با يكبار ديدن نتوان به تمام آنها پي برد

داستان فيلم راشامون ،روايتي چند بعدي از يك واقعه است و كساني كه ناظر اين واقعه بوده اند هر يك بر اساس ديدگاه خود ماجرا را تعريف مي كنند و در مجموع تشكيل داستان واحدي را ميدهند كه كروساوا با زيركي خواصي آنها را روايت و بيننده را وادار به فكر كردن ميكند و در انتها كار رابه گونه اي به اتمام ميرساند كه بيننده خود قاضي دادگاه باشد و راي را صادر كند و اين بر جذابيت فيلم بيش از پيش مي افزايد .

جوائز :

اين فيلم در سال 1953 ميلادي كانديداي اسكار براي كارگردان هنري فيلم برداري سياه وسفيد بود

همچنين در سال 1951 از جشنواره فيلم ونيرجايزه شير طلايي را براي كورساوا به همراه داشت وتعداد زيادي جوايز ديگر از جشنواره هاي بين المللي بدست آورد 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:22 AM  توسط وحید  |